تبليغاتX
اولین وبلاگ هواداران فرشاد حسن پور
نمایش زمین به کارگردانی فرشاد حسنپور
"به نام خدا"

سلام به همه ی دوستای گل و به خصوص طرفدارای فرشاد حسنپور.

خبر مهم:

نمایش "زمین" به کارگردانی فرشاد حسنپور به زودی قراره اجرابشه.

مشاورکارگردان هم سهیل محزون هستش و حسین اکبری هم توی این نمایش ایفای نقش میکنه.

فعلا فقط همین قد خبر دارم.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.

فعلا

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 12:15 توسط آناهیتا و مهسا |
یه حمایت جدی!

  حمایت نامۀ عصر بخیری

و سلامی دیگر...

سلام به تموم موافقای عصر بخیر ...

سلام به تموم مخالفای عصربخیر...

سلام به کسایی که با وبلاگ های ما همراه بودن...

سلام به کسایی که نقدنامه ی ما رو خوندن...

سلام به کسایی که به خاطر نقدمون به همون گفتن " آفرین " ...

سلام به کسایی که به خاطر نقدمون ،به ما گفتن "غیر عصر بخیری"...

از همه جور آدمی سلام...!

به همه جور آدمی سلام...!

     

سال هزار و سی صد و هشتاد و هشت با برجای گذاشتن خاطراتش ، بد و خوب ، رفت...

سال هزار و سی صد و هشتاد و نه ، با هزار معما اومد ...

قدر سال ها رو بدونیم که چند وقت دیگه ، باید به سال هشتاد و نه بدرود بگیم...

اومدن بهاری دیگه ، سبز شدن دوباره ی درختها ، جون گرفتن زمین ، و عید نوروز مبارک..

سال پر از خوشی و آرامشی داشته باشید...

عید نوروز مبارک! 

ما امروز میخوایم حرفای خوب بزنیم...

میخوایم از عصربخیر حمایت کنیم...

بگیم ما با همه چیز با تو همراهیم...

بگیم اگه نقدت کردیم ، به خاطر علاقه مون بود...

به خاطر اینکه بهتر بشی و هزاران نفر بشینن و عصر بخیر رو نگاه کنن...

ما پایان تو رو نمیخوایم...!

ما میخوایم تو خوب باشی...خوب خوب...عالی عالی...

امروز دوباره یه گروه شدیم...

دوباره متحد شدیم تا بگیم از خوبی هایی که کم دیده شد...

بگیم درسته که ما با یک نقدنامه به اعتصاب رفتیم تا عصربخیر بدونه که دیگه به محبوبیت قبل نیست ، اما با

شروع سال نو ، ما هم میخوایم بنویسیم از خوبی های عصر بخیر...

و بدونیم و بدونید و بدونن که عصربخیر حالا ، خیلی بیشتر از قبل محبوبه...

و آپ امروز رو فقط به خاطر برنامه ی مورد علاقه مون ، که حمایتش کردیم و حالا هم خواهیم کرد میکنیم...

اعضای این حمایت نامه :

بیتا ، عاطفه احمدی ، آناهیتا ، فرشته و فاطمه  ، مهشید ،شادی ، سپیده ، مینا ، مریم ، پگاه ، منتظر ، کیتی ، نقد عصربخیر

(اگر مایل به همکاری هستید در قسمت نظرات اعلام کنید تا متن بهتون داده بشه و اسمتون رو هم اضافه کنیم.)

و حالا عوامل عصر بخیر...

طرفدارا...

مخالفها...

بخونید...

بخونید و نگید عصربخیر خوبی نداره...

میخوایم بگیم از :

- عصر بخیری که خیلی ها بدون خستگی ، حمایتش کردن...

با نقد هاشون کمک کردن بهتر شه ، با تمجیداشون بهش امید دادن ، با وبلاگ زدن گفتن دوسشون دارن ، با

ایمیل هاشون ثابت کردن همیشه با عصربخیر همراهن و با پیامک گفتن که طرفدار اصیلن...

_ همون عصر بخیر بچه هایی که قبل از تاسیس شبکه ی کودک تاسیس شد و برای اولین بار خیلی کارای

نویی  کرد که شاید برای همیشه راهنما و پایه و اساس راه کسایی بشه که می خوان توی این شبکه برای

کودک و نوجوان فعالیت کنن.

_ همونی که با درست کردن ایمیل ، پیامک ، و دادن یک نشونی برای ارسال نامه ، و خوندن وبلاگها با بیننده ها

و مخاطبین ارتباط برقرار کرد...

ارتباطی که هیچ برنامه ای اینقدر نزدیک برقرار نکرده بود... صمیمیتی که از این طریق بین برنامه و بیننده ها ایجاد شد...

_ برنامه ای که برای اولین بار در تلویزیون ، وبلاگ هایی که براش ساخته و به روز میشدن رو بررسی کرد، و طبق گفته ی خود آقای سلامیان تهیه کننده ی محترم برنامه در مصاحبه هاشون ، به همه ی اونا سر میزدن و حتی حساب تعداد اونا رو هم داشتن ! اینطوری خیلیا واسه طرفداری و حتی نقدش دست به کار شدن.چون میدونستن مطالبشون خونده میشه.و شاید یکی از علت های اینکه این برنامه به اندازه ی طرفداراش و شاید حتی بیشتر، منتقد هم داره ، همین باشه!چون منتقداشم بی کار نمیمونن! و مطمئنا  حتی نقد کردن مخالفان این برنامه هم نشونی از درخشش اونه. چون خیلی غیر منطقیه که یه نفر وقت با ارزشتر از طلای خودشو واسه برنامه ای که اصلا براش مهم نیست بذاره و اونو ببینه تا نقدش کنه یا اینکه سوتی هاشو بگیره!

_عصر بخیر بچه ها  با داشتن این همه راه ارتباطی و شرکت دادن ما توی بحث ها و سایر بخش هاش ،  کاری

کرد تا ما نوجوونا خودمون برای یاد گرفتن تلاش کنیم ، اشتیاقمون برای دنبال کردن موضوعاتش بیشتر بشه و در

نتیجه اونچه رو که برنامه می خواست بهمون یاد بده تو ذهنمون موندگارتر می شد ...

چون یه جورایی غیر مستقیم نویسنده ، محقق و کارگردان برنامه خودمون بودیم.نه یه کسی که از دنیای

نوجوونی دوره و صرفا شغلش نویسندگی و کارگردانیه. واسه همین بود که خیلیا مشارکت تو این برنامه رو

دوست داشتن و حتی گاهی میدیدیم که بچه ها احساساتشون رو در غالب شعر برای برنامه بیان می

کردن.که البته به گفته ی خودشون بیشتر برای اولین بار بود که شعر گفته بودن!  مسلما یه آدم واسه  چیزی

که براش مهمه و با ارزش شعر میگه! اونم برای اولین بار!!

حتی خیلیا به شوق ارتباط با این برنامه به سراغ  ایمیل و وبلاگ رفتن و به خاطر اون با اینترنت آشنا شدن و کار

باهاشو یاد گرفتن .که نمونش بین وبلاگ نویسان زیاده و در بین ایمیل ها یه نوجوون گفته بود که از بس پیامکمو نخوندین ، رفتم کار با رایانه رو یاد گرفتم تا ایمیل بزنم....!!!

_عصر بخیر بچه ها حرفشو از طریق کسایی گفت که تقریبا هم سن و سال ما بودن... سه  یار و همراه ! یا به قول بعضیا سه تفنگدار...!!!

تا گفته هاشون رنگ نصیحت نداشته باشه  و اگه جایی نیاز به بداهه گوییه ،حرفایی زده بشه که حرف هم سن و سالای ماست . تا ما اونا رو مجری ندونیم ، بلکه به اونا به چشم یه دوست نگاه کنیم!

عصر بخیر بچه ها خودش هم سعی کرد با ما مثل یه دوست باشه...

_ عصر بخیر بچه ها برای اولین بار بچه ها رو با موجودی آشنا کرد که به گفته ی برخی از بیننده هاش دوست داشتنی ترین عروسک دنیاست.

مل مل

یه عروسک متفاوت ، شیطون بامزه  و اونقدر دوست داشتنی که هیچ بچه ای دلش نمی خواست باور کنه اون

  یه عروسکه و حتی براش لباس های مختلف هم پیشنهاد میدادن و دلشون می خواست برای دیدنش به برنامه بیان که عصر بخیر بچه ها  هم این اواخر برای احترام به خواست بیننده های کودکش اون ها رو به استودیو دعوت میکرد.

_ عصر بخیر بچه ها برای دیدن بیننده هاش رفت سفر... خوزستان، قم، مشهد، مازندران، همدان، اصفهان، کرمانشاه، بندر عباس، گلستان و... میخواست طرفدارای شهرهای دیگه هم ببیننش... رد پای عصر بخیر بچه ها تو خیلی از استانهاست... و خاطره ی حضورشون خیلی جاها و تو ذهن خیلی از طرفداراش تو سراسر ایرانه.

سفرهای استانی عصر بخیر بچه ها

_ عصر بخیر بچه ها برای اولین بار نوجوونا رو با یه حسینیه آشنا کرد به اسم حسینیه ی پروازگل ....که انصافا با آیتم های جدید ،مختلف و آموزندش  ، کلاس درس ماه محرم بود. برخلاف برنامه های دیگه ی کودک که چند روز اول محرم رو کاملا شاد اجرا کردن....! تلویزیونی شاد در ایام محرم! که حتی صدای بعضی از بیننده ها و خبرگذاری ها رو درآورده بود...!

_ عصر بخیر بچه ها سعی کرد جدید باشه و متفاوت .سعی کرد نظر هر بیننده با هر سلیقه رو جلب کنه. سعی کرد آیتمایی داشته باشه که تا حالا توی تلویزیون نظیرشو ندیدیم...!مثل گزارش های 3 ستاره ی ابوالفضل آقاخانی به همراه علی قادری، آموزش فوتبال ، نمایش های علیرضا نیکخواه ، وبلاگ نویسان و کارگاه خلاقیت، بخش دخترانه و برنامه های مخصوص در ماه مبارک رمضان و ...

_ عصر بخیر بچه ها سعی کرد تکراری نباشه طی یک سال 4 بار دکور و لباسشو عوض کرد و طی هر سری تغییراتی داشت و بخش  های جدیدتر اضافه کرد.البته به استثنای سری سوم! که تو این سری فقط یک سری تغییرات جزئی در برنامه بوجود اومد ، مثل عوض شدن آرم برنامه...

ولی منکر زحمات شبانه روزی و بی وققه ی عوامل اون هم در سری سوم مثل سری های قبلش  نیستیم.

ولی حرف ما ، قصد ما ، از این آپ و این حمایت اونم به صورت تعریف چی بود...!؟

ما وبلاگ نویس ها  ، هوادار ها ، منتقدین ، تعریف کننده ها ، و کلا همراهان عصر بخیر شکایت داریم!

چرا بچش برنامه باید زود تر از موقع پایان تموم بشه ؟ مگه قرار نبود در پایان ماه خرداد سال 89 تموم بشه؟

مگه این تاریخ در سایت شبکه دو نبود؟

پس چرا باید این برنامه تموم بشه؟

اونم بعد از عید ؟ چرا ما از 14 فروردین نباید شاهد برنامه باشیم؟

شبکه دو ، مدیریت محترم شبکه...

مگه شما از ما نظر و انتقاد و پیشنهاد نخواستید؟

ما این همه نظر ارائه کردیم...

اما میبینیم به جای اینکه به نظرات توجه بشه ، بر عکس از نقدها علیه برنامه استفاده میشه و این برنامه داره

حذف میشه...

اینطوری ثابت میشه نظر و انتقاد رو واسه حذف یه گروه می خواین ، نه پیشرفت اون گروه برنامه ساز ....!!

پس ما اگه ضعفی تو برنامه ای  دیدیم باید چشممونو روش ببندیم  و نگیم وگرنه باید برای همیشه باهاش

خداحافظی کنیم ؟؟؟

ما کوتاه نمیایم...

عصر بخیر بچه ها رو دوستش داریم ... عصر بخیر بچه ها رو  می خوایم ...بیشتر از قبل...!

و واسش کلی نقشه و پیشنهاد داریم...!

ما میخوایم به نظرات توجه بشه تا اون برنامه پیشرفت کنه نه اینکه برنامه حذف بشه...

پس ...

ما بعد از عید منتظر دیدن یک عصربخیر بچه های طوفانی هستیم...

امیدواریم که شما مدیران محترم به این نکات توجه کنین...

گاهی هم دیدن نیمه ی پر لیوان لازمه...

اینطور نیست؟!

دوستان عصربخیری!

با تماس گرفتن به شماره ی 162 (همه استانها ) و 88771101 (تهرانی ها) اعلام هواداری کنید...

ما هم مثل شما از طرفدارای برنامه ایم...

پس تماس بگیریم...

ما با اتحادمون میگیم :

عصربخیر به ما یاد داد متحد باشیم...

اون به ما ثابت کرد با اتحاد میتونیم پیروز شیم...

پس...

با اتحاد میگیم :

ما خواهیم بود ، تا عصربخیر باشه...

و به امید دیدارش...

بدرود تا درودی دگر !

 

ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ 

عید همگی مبارک عزیزانم!

                                                             " آناهیتا "

+ نوشته شده در سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 23:26 توسط آناهیتا و مهسا |
تولد
"به نام خدا"

سلام سلام سلام...

یه سلام شادوپرانرژی به همه ی دوستای خوبم وبه خصوص کسایی که امروزتولدشونه...

من(مهسا.د)اومدم که با۱جشن کوچولو تووبلاگم تولدبهترین مجری عصربخیربچه هاروبهش تبریک بگم

من تصمیم گرفتم تواولین دقیقه ی ۳۰دی به روزشم واسه همینم حالااومدم،وگرنه مطالبوازچندروزپیش آماده کردم...

البته یه چیزاییم دارم که مطمئنم خودشون خیلی خوششون میاد،آخه...

حالابماند...

آقای حسن پورتولدتون مبارک،امیدوارم۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

سال زنده باشین...

من تولدایشون روبه همه ی طرفدارای گلشون هم تبریک میگم...

امیدوارم هرروزازروزقبل موفق تربشین وهمینطوری توعرصه ی هنرپیش برین وموفقیت های خیلی بزرگ کسب کنین...

مطمئنم هرکسی دوست داره نظربقیه رودرموردخودش بدونه،مخصوصا اگه اون۱نفرکاری داشته باشه که مخاطبای زیادی داره،من هم نظرچندتاازبیننده های پروپاقرص عصربخیربچه ها روراجع به  اجرای آقافرشادپرسیدم ومیخوام امروزکه تولدشونه اوناروبهشون هدیه  کنم...

به نظرمن که خوششون میاد...

من که امیدوارم خوششون بیاد...

اولین نظر:

قبلاخیلی طرفدارنبودم اما بعدزاجراوبیانش خیلی خوشم اومد...

به نظرمن که موفقه...

(این نظردوست من زهرابود)

دومین نظر:

ازش خوشم میاد اول چون هم ماهی هستیم.........اصولا دی ماهی ها رو دوست دارم.........
بانمکه................
کاراش با مزست مخصوصا تو بخش کودک..............
لباساشم نازه...................
خودشم نازه...................جدی میگم خونسرده........خیلی باحاله...
کلا ادم بانمک و دوست داشتنیه اگه کلاشم بزاره....با عینکش..........

(اینم نظردوست خوبم پگاه جون)

سومین نظر:

ایشون قبلا خیلی ساده اجرا میکردن اما الان بسیا ر عالی اجرا میکنن شوخ طبع و عالی.
(دوست گلم الهام جون)

چهارمین نظر:

به نظر من مجری گریش خیلی خوبه و قشنگ اجرا میکنه.نه خیلی خشک و جدیه نه خیلی شوخ...
خلاصه اینکه کارش عالیه

(دوست خوبم شقایق)

پنجمین نظر:

فرشاد اجراش خیلی خوبه
اینو جدی گفتم

(مهساجون،دوست خوبم)

نظرششم:

به نظرمن فرشاد حسن پورمجری توانمندو بااستعدادی است که این استعداد

خودشون رو تونست ظرف چند ماه در برنامه عصربخیر بچه ها بروز بده ودر این زمینه

موفق بشه.ایشون قدرت بیانی بالایی در زمینه اجرا دارند ومی توانند به راحتی با

مخاطب و بینندگان برنامشون ارتباط بر قرار کنند.درکل ایشون به همین دلیل هواداران
زیادی دارند.
(مهتاخانوم گل)

 هفتمی:

مودب،مهربون،آروم،بیمزه،خشک،مهربون...

(آرزوجوووون)خودش مهربونو دوبارگفته هااااا

 بعدی:

اجراش خیلی خوبه،مودب ومهربونه،خیلیم دوست داشتنیه

(نظرمامان گلم)

نهمین ومهمترین نظر(نظرخودم):

به نظرمن ایشون تواجراوقعاموفقن،چون نه خشک اجرامیکنن ونه بی مزه،بلکه خیلی باحال وجذاب...

من که خیلی خوب نمیشناسمشون اماخیلی مهربون ومودب به نظرمیان(همونطورکه همه گفتن)

امامهم کارشونه که من واقعاقبولش دارم....تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

جالبترین وباحال ترین نظر،نظرخواهرم مهشیدکه فقط  ۵ سالشه:

به نظرمن ففرشی گله،نازه،مهربونه،شکلاته،مهربونه،مثل گل یاسه

۵سالشه ها،اماخیلی باهوشه

خب....

تموم شد...

من دیگه بایدبرم...

بازم تولدآقای حسن پوروبهشون تبریک میگم...

منتظرنظرای شماهم هستم...

منتظرنظرخودشونم هستم...

امیدوارم همه ومخصوصا خودشون خوششون اومده باشه....

نظرفراموش نشه....

فعلابای 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 0:1 توسط آناهیتا و مهسا |
چندتاعکس...

"به نام خدا"

سلام...

من مهساهستم اومدم چندتاعکس بذارم وبرم...

ببخشید،ماخیلی دیربه دیرآپ میکنیم...

این دیربه دیرآپ کردنم۲دلیل داره...

۱-آناهیتاتهرانه،من خوزستان...

۲-آخه اصلا چیزی واسه گذاشتن گیرنمیاد...

امامن یه فکرایی دارم...

به زودی با۱آپطوفانی درخدمتتونم...

عکسایی که میخوام بذارم قدیمین ولی قشنگن...

امیدوارم خوشتون بیاد:

 

اینم آخرین عکس والبته نازترین عکس:

 

خب...

تموم شد...

امیدوارم خوشتون بیاد...

فعلابای...

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 18:30 توسط آناهیتا و مهسا |
مصاحبۀ فرشاد حسن پور با آفتابگردون

  سلام!

  من آناهیتا هستم، امروز براتون مصاحبۀ فرشاد حسن پور با آفتابگردون رو اوردم. البته می دونم که خیلی از شماها قبلا این مصاحبه رو خووندید. اما من به عنوان یکی از نویسندگان وبلاگ اختصاصی ایشون، باید این مصاحبه رو در وب قرار بدم:

آفتابگردون: بیوگرافی (نام و نام خانوادگی، سن، تحصیلات، خانواده...)؟

  فرشاد: فرشاد حسن پور، متولد 30 دی ماه 1367 در تهران، دیپلم رشتۀ الکترونیک هستم، یک برادر دارم به نام فرشید که 7 سال از من کوچیکتره.

  آفتابگردون: چطور شد که مجری برنامۀ عصر بخیر بچه ها شدید؟

  فرشاد: محسن افشانی یکی از همکاران خوبم در گروه تئاتر کانون نمایش فجر در شهریور سال 87 بهم اطلاع داد که برنامۀ عصر بخیر بچه ها تست اجرا می گیره، منم رفتم و آقای سلامیان (تهیه کننده و کارگردان این برنامه) ازم تست گرفتن و برای آیتم نمایش یک نفره انتخاب شدم و در آذر ماه همان سال به عنوان مجری تونستم در برنامه باشم، که البته از حسن نظر آقای سلامیان بود.

  آفتابگردن:بهترین تفریح؟

  فرشاد: خوندن مطالب علمی در اینترنت، تماشای تئاتر و فیلم سینمایی.

  آفتابگردون: اجرای برنامۀ زنده؟

  فرشاد: یه کمی سخته، ولی با تمرکز و معلومات عمومی و تمرین متن می شه اجرای خوبی داشت؛ خوشحالم که برنامه زنده اجرا می شه. چون توانایی مجری ها رو بیشتر می شه محک زد.

  آفتابگردون: گل مورد علاقه؟

  فرشاد: گل خاصی مد نظرم نیست اما گل رز رو بیشتر دوست دارم.

  آفتابگردون: آدم پر مصرفی هستید یا کم مصرف؟

  فرشاد: تقریبا کم مصرف.

  آفتابگردون: رنگ مورد علاقه؟

  فرشاد: قرمز و کرم.

  آفتابگردون: بهترین فیلم سینمایی که در سینماهای کشورمون اکران شده؟

  فرشاد: وقتی همه خوابیم.

  آفتابگردون: تلخ ترین و شیرین ترین خاطرۀ شما از اجرا؟

  فرشاد: شیرین ترین خاطره ام به اولین اجرای زنده ام بر می گرده که در بارگاه مقدس اما رضا (ع) بود. البته در جو صمیمی عصر بخیر بچها تمام خاطرات جالب و شیرینه، خاطرۀ تلخی هم خدا رو شکر تا اینجا نداشتم.

  آفتابگردون: بهترین سریال تلویزیونی؟

  فرشاد: خانۀ سبز.

  آفتابگردون: بزرگترین آرزوی شما؟

  فرشاد: رسیدن به جایی که بتونم از موجودیت خودم به عنوان انسان راضی باشم.

  آفتابگردون: برای آینده چه برنامه ای دارید؟

  فرشاد: ادامۀ تحصیل در رشته های الکترونیک یا تئاتر، و اگر خدا بخواد اجرا در برنامۀ عصر بخیر بچه ها و به موازات اون کار در تئاتر.

  آفتابگردون: کارتون مورد علاقۀ شما؟

  فرشاد: فوتبالیست ها.

  آفتابگردون: بهترین دوست شما؟

  سخته، چند تا هستن: حامد، مجتبی، حمید، داوود، علیرضا، سهیل، حسین و ...

  آفتابگردون: خانواده؟

  فرشاد: خانوادۀ کوچک و دوست داشتنی دارم. یه پدر و مادر مهربون و فداکار و یه برادر کوچیک که خیلی دوستش دارم.

  آفتابگردون: بهترین دوست دوران کودکی شما؟

  فرشاد: مجتبی سلمانی.

  آفتابگردون: آخرین کتابی که خووندید؟

  فرشاد: کتابی بود در مورد اصول بازیگری (بازیگری و پرفورمنس)

  آفتابگردون: ورزش مورد علاقه؟

  فرشاد: پینگ پونگ یا همون تنیس روی میز.

  آفتابگردون: بهترین هدیه ای که تا به حال گرفتید؟

  فرشاد: به ارزش مادیش کاری ندارم. اما کتاب ها همیشه برام بهترین هدیه هستن.

  آفتابگردون: اگر به شما بگن جوهر خودکات اندازۀ نوشتن یه جمله است، شما چه جمله ای و خطاب به چه کسی می نویسید؟

  فرشاد: همیشه همراه من، هی وقت تنهایم نگذار، تو خدایی هستی که بهترین دوست دوران کودکی و نوجوانی، جوانی و پیری من بودی و هستی و خواهی بود.

  آفتابگردون: پیام نمای شبکۀ 2 مخصوصا مجلۀ آفتابگردون؟

  فرشاد: با پیام نمای شبکۀ دو به تازگی به صورت جدی آشنا شدم، و به دلیل قابل دسترس بودش سعی می کنم ازش استفاده کنم. آفتابگردن هم مطالب خوبی داره و باید بیشتر مورد توجه قرار بگیره.

  آفتابگردون: حرف آخر؟

  فرشاد: موفق و پیروز باشید، خدانگه دارتان!

                                   باتشکر از همراهی صمیمانۀ آقای فرشاد حسن پور.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 13:30 توسط آناهیتا و مهسا |
بیوگرافی
 "بسم الله الرحمن الرحیم"

سلام بچه ها....

من مهساهستم...

هیششششششششش

آروم...

دیدم آنانیستش یواشکی اومدم وبوآپ کنموبرم.

اگه آنا پرسیدکی وبوآپ کرده بگین مابی خبریم

بین خودمون میمونه

مرسی

 فرشادحسن پور:

-درسی ام دی ماه سال۱۳۶۷درتهران به دنیاآمد.

-یک برادرکوچکتربه نام فرشیددارد.

-دیپلم الکترونیک دارد.

-می خواهدکارش رادراین زمینه ادامه دهداما تابه حال پیشنهاددیگری

  نداشته.

-سینمارادوست داردومی گویداگرپیشنهادی دراین زمینه داشته باشم

  قبول می کنم.

-توسط محسن افشانی به عصربخیربچه هامعرفی شد.

-سعی می کندمهربان باشدودوست نداردکسی راناراحت

  کندوبسیارمتعادل رفتارمی کند.

-علاقه زیادی به تماشای تئاتروفیلم دارد...

-رنگ موردعلاقه اوقرمزاست.

-ورزش موردعلاقه اوپینگ پونگ است(باباایول مث منه)

-درمجری گری از۲۰نمره به سهیل محزون۱۴به حسین اکبری۱۰وبه

  خودش هم۱۰می دهد. (البته این آماریه خورده قدیمیه)

خب تموم شد...

امیدوارم خوشتون بیاد..

به زودی باعکس برمیگردیم

فعلابای

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 17:16 توسط آناهیتا و مهسا |
افتتاح وبلاگ فرشاد حسن پور

آنا : سلام بچه ها! اينجا وبلاگ هواداران فرشاد حسن پور، مجري تواناي برنامۀ عصر بخير بچه هاست!

مهسا:وا!!!!!!!قراربود من اول سلام کنمااااااا

آنا : اي بابا مهسا جونم چه فرقي مي کنه؟!

مهسا:خب من دوست داشتم خودم شروع کنم....من کوچيکترمااا!

آنا : عزيزم ديگه کار از کار گذشته...ايشاالله پست بعدي!

مهسا:نه نه نه من ميخواستم اولين پستو شروع کنم....اصلامن قهرم!

آنا : ا ا...مهسا اولِ کاري قهر خوب نيستا! اصلا قهر کلا خوب نيست!

چرا چيزي نمي نويسي گلم؟! بچه ها منتظرن!

مهسا:خب حالا شايد ببخشمت ! آپ بعدي من شروع ميکنمااا!!!

آنا: شايد...؟! خب ببخش ديگه!

مهسا: صبرکن فکرامو بکنم...!

...هوووووووووووووووم باشه بخشيدم!

آنا : واي راست ميگي؟!

مي دونستم!

مهسا: اينجا وبلاگ هواداران فرشاد حسن پور، مجري تواناي برنامۀ عصر بخير بچه هاست!

آنا: اِ...اينو که 1 بارمن گفته بودم!!!

مهسا: ببين بامن کل کل نکنااااااا!!!

آنا: مهسا جون يه سوال! امروز از کدوم دنده...! منظورم اينه که به خودت مسلط باش!!! چرا عصبي ميشي عزيزم؟!

مهسا:من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من عصبانيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ببين بازشروع کرديااااااااا!

اصلا من قهرم

آنا: واي خدا جون!!! مهسا جون خواهش می کنم...! عزيزم قهر نباش!

مهسا: الهي من فدات شم آناجون توچقدمهربونييييييييييييييي!!!

آنا:  ...عزيزم خدا نکنه!!!

مهسا:نه آناجون توواقعا مهربوني !

اصلامن باخودم قهرم!

 آنا: مهسا بچه ها منتظرن!

بگم يا ميگي؟!

مهسا نه با خودت قهر باش، نه با من و نه با هيچکس ديگه...

مهسا: : باشه...فقط به خاطر تو و بچه ها و اين وبلاگ و دوستامو ... خلاصه همه!

آنا: مرسي! بچه ها به اين وبلاگ خوش اومديد! لطفا ما رو در بهتر شدن اين وب ياري کنيد.

مهسا: ما سعي ميکنيم وبمون يه وب متفاوت باشه اميدواريم خوشتون بياد.

لطفا نظراتونو درباره ي وب ما و فرشادحسن پور هم بگين.

خداحافظ!

آنا: ممنون، خداحافظ!

راستي... منتظر عکسها و بيوگرافي فرشاد حسن پور هم باشيد!

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:9 توسط آناهیتا و مهسا |